الشيخ الطبرسي (مترجم: نورى و مفتح)

14

تفسير مجمع البيان (فارسى)

هنگامى كه دائرهء تفكر مسلمين توسعه پيدا كرد و احتياج پيدا كردند كه در بارهء مسائل فكرى جديد به استدلال و مناظره پردازند ، متوجه علم منطق شدند . اين علم ، در ميان مسلمين سابقه‌اى نداشت و به منظور حفظ عقيده خود از ديگران گرفتند . اما تنها اين علم نبود كه از ديگران گرفته مىشد . علوم ديگرى نيز به عنوان سلاح فكرى به منظور حفظ عقيده ، از تمدنهاى علمى و عقلى قديم اقتباس كردند . نمونهء آن فلسفه است . بعضى از علما احساس كردند كه فلسفه مىتواند در راه تقويت ايمان مفيد باشد ، از اينرو فلسفهء يونان را اقتباس كردند و آن را برنگ انديشه‌هاى خود در آوردند و فلسفه‌اى كه سابقاً در خدمت بت پرستى بود ، در خدمت معانى قرآنى از قبيل اثبات يگانگى خدا و قدم و بقا و رسالت و معاد و . . . درآمد . توجه بحديث نيز اساسش توجه به احكام قرآنست . اسلوب قرآن طورى است كه در بسيارى از احكام اجمال دارد . اين موضوع سبب شد كه مسلمين به بحث در بارهء حديث پردازند ، زيرا پيامبر گرامى اسلام ، عهده‌دار روشنگرى و تفصيل اجمال - هاى قرآن بود . به همين جهت مسلمين بجمع روايات پيامبر دست بردند و ثروت سرشارى از احاديث ، كه در هيچ آيينى سابقه ندارد ، بوجود آوردند . حديث نيز از لحاظ نقل و از لحاظ درايت مورد توجه واقع شد و مسائل علم جرح و تعديل پى - ريزى كرديد . در راه استنباط احكام از كتاب و سنت ، فقهاى نابغه‌اى ظهور كردند و توانستند از راه اجتهاد ، فقه اسلامى را همدوش زمان بجلو برانند . اينها در اين راه ، خود رهبران فكرى و صاحبان رأى و نظر پيشوايان مذاهب فقهى شدند . اين مذاهب از بركت اجتهاد ، هم چنان رو به تكامل گذاشتند . بدون ترديد اگر قرآن نبود ، امامان فقه چهار يا شش يا بيشتر ، نمىشدند و مذاهب فقهى متعددى كه احياناً مورد تعصب طرفداران خود هستند ، تأسيس نمىيافتند و آراى مختلفى كه مورد استفادهء جامعهء عظيم اسلامى است ظهور نمىكردند . طبيعى است كه ميان مذاهب مختلف ، اختلافاتى هم پيدا شد . اساس اين